محمد مهدى ملايرى
205
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه آنچه در اينباره نوشتهاند غالبا مبهم و نارسا و گاهى نيز آميخته با غلط و اشتباه گرديده ، و آن اين است كه اين محققان « تاجنامه » را در ادبيات ساسانى نام يك كتاب پنداشته و به ناسازگارى اين نظر با اطلاعاتى كه در مصادر مختلف تاريخى از كتابهائى به اين نام در دست است توجهى نكردهاند . مثلا آقاى كراتشووسكى خاورشناس روسى در نامهاى به مرحوم احمد زكى پاشا مصحح كتاب التاج منسوب به جاحظ چنين مىنويسد : « من كتابى به نام « التاج » در بين مؤلفات جاحظ نديدم ، ولى صاحب فهرست كتابى را از ابن مقفع به همين نام ياد مىكند ( ص 118 ) و دور نيست كه مأخذ هر دو كتاب يكى باشد ؛ و آنچه اين امر را تأييد مىكند وجود كتابى به همين نام است در بين كتابهائى كه ايرانيان در تاريخ و حكايات تأليف كردهاند « فهرست ص 305 » و بنابراين احتمال دارد كه هم جاحظ و هم ابن مقفع هر دو از آن كتاب استفاده كرده باشند » . « 1 » در اين نوشته چندين اشتباه است : نخست آنكه كتابى كه در فهرست به اين نام به ابن مقفع نسبت داده شده ابن النديم آن را از مؤلفات وى نشمرده بلكه آن را در ضمن كتب فارسى كه ابن مقفع به عربى ترجمه كرده آورده است ؛ بنابراين آن را هم بايد يك كتاب پهلوى ساسانى بهشمار آورد نه يك كتاب عربى از مؤلفات ابن مقفع چنانكه كراتشووسكى گمان كرده است ، و ديگر اينكه كتاب منسوب به جاحظ در موضوع عمومى آداب و رسوم پادشاهان و آيين مجالس ايشان است ، و آنچه ابن مقفع ترجمه كرده كتابى بوده است در يك موضوع مخصوص يعنى شرح حال و كارهاى انوشيروان ، و در آن تنها از اين پادشاه سخن مىرفته نه از موضوعات عمومى و كلى بدانگونه كه در كتاب « التاج فى اخلاق الملوك » ديده مىشود ؛ و همچنين احتمال اينكه هم كتاب منسوب به جاحظ ، يعنى « التاج فى اخلاق الملوك » و هم كتاب ابن مقفع ، يعنى « التاج فى سيرة انوشروان » هر دو مبينى بر كتاب ديگرى باشند كه ابن النديم آن را جزء كتابهاى ايرانى به نام « كتاب التاج و ما تفاءلت به ملوكهم » ذكر كرده نيز بىمورد است ، زيرا اين كتاب هم
--> ( 1 ) . از نامه آقاى كراتشووسكى به احمد زكى پاشا ، مقدمه تاج ص 67 .